چند روزی فکر می کردم آیا دامنه مناسبی را برای وبلاگم انتخاب کرده ام یا نه. از طرفی سه بخشی است و گفتن آن به سادگی گفتن گوگل نیست. از طرفی ممکن است بیشتر بیننده ها این برداشت را از مفهوم آن داشته باشد که نوشته های آن برای افراد یک محدوده جغرافیایی است که آن ها شامل آن نیستند. داشتم با با بخش های این عبارت بازی می کردم و از توش چیزهای خنده داری مثل زنگ مدرسه و ساعت شنی ، و خشم اژدها.. در می آوردم. و بعد مترجم گوگل را به حالت Detect Language گذاشتم و به معنای مچ پا برای zanganli در زبان Hausa رسیدم.

زبانی با ۶۳ میلیون گویش ور که تابحال حتی اسمش را هم نشنیده بودم . هرچه که بود با برگشتن و فکر کردن به هدف اولیه رنگ باخت و به کناره رفت. فارق از هدفم از نوشتن ، اگر قرار است نوشته هایم ارزش ماندن و خوانده شدن داشته باشند برای گم نشدنم زدن دکمه Favorite یا Bookmark کافی خواهد بود. و اگر با یک دامنه سر راست و ساده و بامعنی قرار نباشد ارزش دنبال شدن را داشته باشم آدرسم تنها به گورستان پر از کپی پیست و جفنگیات دزدان محتوا یا آگهی “این دامنه به فروش می رسد” دلالان شریف افزوده میشود و باری اضافی خواهد بود بر این آب و خاک مظلوم. باشد که ۱ قرن دیگر ، ۲ قرن دیگر نامی از ما نباشد . بگذار بگویند فرد زیان باری به این اسم وجود نداشت . بگذار اصلا چیزی در مورد من نگویند و نام دامنه ام را هم تلفظ نکنند.

به قول منوچهر آتشی

من آمدم تا بگذرم چون قصه ای تلخ

در خاطر هیچ آدمیزادی نمانم