دیشب در آرشیو یکی از وب سایت های ارائه فیلم چشمم به فیلم Peaceful Warrior افتاد و بهانه ای شد تا فیلمی را که سالها قبل از تلویزیون و با بینشی متفاوت دیده بودم دوباره از نوع مرور کنم.
این فیلم به ماجرای یک ژیمیناست کار جوان با تمام ویژگی های یک جوان و آوازه نام به نام دن را روایت میکند که نگرانی از نتیجه مسابقه ای که میخواد در آن شرکت کند خواب از او ربوده و در این حین وقوع یک اتفاق بد باعث می شود که از فعالیت ورژشی جا بماند. دنی اما با فردی آشنا می شود که دنیای جدیدی رو به روی او باز میکند . این فرد که هویتش در انتهای فیلم مشخص می شود توسط دنی به دلیل سخنان فیلسوفانه اش از دیدگاه دنی ، سقراط خوانده می شود.

دیالوگ هایی از این فیلم را هنگام تماشا در دفترم یادداشت کردم که آن ها را با شما در میان می گذارم.

دن : از اونی که فکر میکنی بیش تر میدونم

سقراط : و بیش تر از اونی که میدونی فکر میکنی!

دن : اگه این همه میدونی چرا داری تو یک پمپ بنزین کار می کنی ؟

سقراط : اینجا یک ایستگاه خدماتی هست . ما خدمات ارائه میدیم. هیچ هدف بالاتری هم وجود نداره.

دن : به غیر از بنزین زدن ؟

سقراط : خدمت به دیگران!

….

سقراط : همه بهت میگن چیکار کنی و چی به صلاحت هست. اونا نمی خوان تا خودت جوابهای خودت رو پیدا کنی.

دن : و بزار حدس بزنم. تو هم میخوای جواب تو رو باور کنم.

سقراط : نه ! ازت میخوام که دیگه از محیط اطرافت اطلاعاتت رو جمع آوری نکنی و شروع کنی به این که اونها رو از درونت پیدا کنی… مردم از چیز های درونشون میترسن و اون تنها جایی هست که اونها می تونند چیزهایی که احتیاج دارند رو پیدا کنند.

چرا نمی تونی بخوابی؟ بخاطر این هست که شاید آخر شب وقتی که تمام صدا ها خاموش شدند و تو رو تختت دراز کشیدی و هیچکس به غیر از خودت اطرافت نیست شاید یه مقدار می ترسی! می ترسی چون یک دفعه همه چی به نظر پوچ میاد..به من بگو ببینم میخوای بیش تر از اونی بشی که فقط به اون حلقه ها آویزون میشه و یک تا دو شاهکاری که تمرین کرده رو انجام میده؟ به من بگو میخوای آدمی بشی که از ذهن و بدنش استفاده کنه طوری که اکثر مردم هیچ وقت شجاعتش رو نخواهند داشت؟؟ و من تو رو تعلیم میدم ، دن ، که یک جنگجوی واقعی بشی.

….

دن : بعضی وقت ها زیاد از خودم خوشم نمیاد. اولین فکرم این بود که افتادن کایل (دوست دن که تو تمرین آسیب دید) چقدر میتونه به نفع من باشه.

سقراط : مردم اونطور که فکر می کنند نیستند . فکر می کنند که اونطور هستند و همین باعث همه جور افسردگی میشه براشون .

دن : من چیزی که فکر میکنم نیستم ؟

سقراط : البته که نه … مغز انسان یک چیز واکنشی هست. به هر چیزی واکنش نشون میده. هر روز ذهنت رو با میلیون ها فکر و خیال پر میکنه . هیچ کدوم از اون افکار چیزی در رابطه با شخصیت تو نشون نمی دن. اون قدری که یه لکه بالای دماغت نشون میده!

سقراط : این چیزی هست که تعلیمت و حتی زندگیت در موردش هست .

دن : چی ؟

سقراط : توسعه دادن خرد برای به کار بردن واکنش صحیح در مکان مناسب و در زمان مناسب.

سقراط : آشغالارو ببر بیرون

دن:خودت آشغالار ببر بیرون!

سقراط : آشغالا این بالاست ( اشاره به سرِ دن ) . این اولین مرحله تعلیمت هست . اینکه یاد بگیری چیزهایی که اینجا لازم نداری رو بریزی بیرون.