این نوشته مقدمه ای بی ربط و نامربوط است بر دو نوشته آتی در باب نحوه نقد کردن چک علم و دانش و تبدیلش به ثروت .

خربزه خورده اید؟

نوش جانتان ، گوارای وجود … خربزه خیلی خوب است . خیلی خیلی خوب است . به گفته ویکی پدیا خربزه حاوی مقدار زیادی ویتامین A , C , E, K و همچنین آهن و روی است . تازه در درمان سنگ کلیه و بیماری‌های مثانه و مجاری ادرار هم بی‌نظیر است. همچنین مادران باردار برای خوشگلی جنین خود می‌ توانند این میوه را مصرف کنند.

البته به شرط اینکه در کنارش نان هم بخورند وگرنه خدای ناکرده سقط جنین می شوند و آن جنین خوشگل به دنیا نیامده آن را ترک می کند.

از دیدگاه من تحصیل و جم اوری مدارک دانشگاهی و مدارک دیگر و دیگر و کسب دانش ها و مهارتهای گوناگون نه چندان مرتبط و یادگیری چندین زبان خارجی و امثالهم به مانند جم آوری خربزه هاست.

البته آنهایی که نان دارند حق انتخاب دارند که خربزه را هم همراه با نان بخورند یا نخورند . اما حرفم اینجا به جماعت بیشینه ای است که نان ندارند .

به شخصه مشکلی با کار کردن برای خربزه ندارم . اما مشکل اینجاست که اگر این کار کردن برای خربزه مدام ادامه یابد احتمال دارد قبل از اینکه بتوانیم روزی این خربزه ها را جم و جور و تبدیل به نانی کنیم ، کارتن خواب یا معتاد شده باشیم و شب ها در جوب بخوابیم و از پوست خربزه تغذیه کنیم.

فکر نان باش که خربزه آب است
مشکل ما از آنجایی آغاز می شود که نمی توانیم یا نمی خواهیم خربزه موجود را با کسی که نان اضافی دارد و به خربزه نیاز بیشتری دارد شریک شویم .

اگر بلافاصله پس از دستیابی به اولین خربزه کسی در مقابلتان پیدا شد که در ازای آن خربزه به شما نان تو روغن و چیزهای دیگر داد که خوش بحالتان . هم خوشگل خواهید بود هم فربه . اما برای بیشتر ما چنین فرشته های نجاتی ظاهر نمی شوند. اکثر ما خوشگل هم نیستیم چون از همین خربزه موجود هم تغذیه نمی کنیم حالا یا چون خربزه ای که داریم چندان خوردنی نیست یا اینکه ما خوردن خربزه بلد نیستیم.

استعداد خوشگلی داریم اما همین که می خواهیم لبخندی بزنیم و دلی را برباییم دندانهای پوسیده و کشیده قبل از ما حرفها را میزند.

کافی است طرف مقابل ما ، بخواهد که دهانش را باز کند و بگوید اوه! چه دندانهای زشتی . بلافاصه متوجه خواهی شد که از پشت کوه آمده . با این حال ماشین لاکچری دارد . لباس آخرین مد می پوشد . خلاصه اش فربه است و دسترسی به هر چیزی که بخواهی دارد جز خربزه . اما با خود می پرسد اگر این خربزه دارد چرا خودش این ریختی است؟

این است که بلافاصله می گوید از پشت کدام کوه آمده ای؟

تازه اینجاست که می فهمی آن مثل چه معنا می دهد .

فکر نان باش که خربزه آب است